تبليغاتX
وبلاگ بچه های الکترونیک دانشگاه رازی

(وبلاگمون داره شبیه وبلاگ خانم یوسف پور میشه نه؟ یه شب شعر

کم داریم که اونم در چند روز آینده راه اندازی میشه)

    حرهای تکراری!

 *مرگ آن نیست که در قبر سیه دفن شوم

مرگ آن است که از خاطر تو

با همه ای خاطره ها محو شوم

 

 *موقعی که داری برای بدست آوردن کسی می دوی آروم بدو چون شاید یکی هم داره برای بدست آوردن تو می دوه

*هيچ وقت تمام محبت خودتون رو به کسي که دوست داريد نشون نديد چون با اولين اشتباه شمارو دشمن خودش میدونه.

*دنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی دنبال کسی باش که بدون او نتوانی زندگی کنی.

 *شكسپير ميگه: به اندازه ي آرزو هاتون تلاش كنيد يا به اندازه ي تلاشتون آرزو كنيد . . .( تقدیم به احمد!)

 *چقدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه اراده‌ي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن، با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند

 *دنیا سه اصل داره:

1- خاطرات

2- غم

3- عشق

با اولی زندگی کن ، دومی رو به خاطر سومی تحمل کن!

 

*رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران بماند!

*زندگی مانند کتابیست که ابلهان آن را گذرا ورق میزنند و دانایان ان را با تعمق میخوانند زیرا میدانند تنها یک بار فر  صت خواندن آن را دارند(ژان پاول)

  * اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد معنایش ان نیست که تو را با تمام وجود دوست ندارد(مارکز)

* سرمایه های هر دلی حرفائیه که واسه گفتن داره.زنانیکه میخواهند مرد باشند زنانی هستند که نمیدانند زن هستند.(الکساندر دوما)

 *در پی رسیدن به هدف باش نه افتخار. حرف های خودت تو را کر خواهند کرد.بدبختی تنها در باغچه ای که خودت کاشته ای میروید.آنچه را هنگام قدرت بدست نیاوردی با عشق بدست بیاور. گذشته را در آغوش بگیر اما با آن زندگی نکن.خدا از آدم هایی که ضعف خود را با خداپرستی میخواهند جبران کنند بیزار است.(دکتر شریعتی)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 13:14 توسط آرمان |

 

اینم یه شعر دیگه که شاعرش رو میدونم کیه.ولی حیف که شناختی بهش ندارم !

(در ضمن۱: کسی میتونه رکورد منو بشکنه؟ یه نگا به زمانم بندازین!!! 

 در ضمن۲:برای اینکه مجبورتون کنم که همه ی شعر رو بخونید و به زور هم که شده ازش لذت ببرید  تمام شعر رو همین زیر میذارم )

 

 

اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم

به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور
به همان سبز صميمي ، به همبن باغ بلور

به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري
که سراغش ز غزلهاي خودم ميگيري

به همان زل زدن از فاصله دور به هم
يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم

به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو
به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو

به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت
به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است

یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش

آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده
بر سر روح من افتاده و آوار شده

در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است

یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش
می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
و تماشاگه این خیل تماشا شده است

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

شعر از : آقای بهروز یاسمی

(چیه؟  .شما یاد کدوم "شبح آینه پوش"ی افتادین؟)

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 5:1 توسط احمد |

چندوقت پیش ،دوستم یه شعری رو واسم آف گذاشته بود که هرچی می گردم ،شاعرش رو پیدا نمی کنم.میذارمش اینجا.اگه قبلا خونده بودین و اسم شاعرش رو می دونستین،ممنون میشم که بهم بگین تا "نادان" از دنیا نرم.اگه هم نخونده بودینش،ضرر نداره که یه نگا بهش بندازین!

گفتمش دل می خری؟

                                    پرسید : چند؟

گفتمش: دل مال تو ،تنها بخند.

        ......

خنده کرد ودل ز دستانم ربود.

تا به خود باز آمدم ،او رفته بود.

                                     دل ز دستش روی خاک افتاده بود.

                                    "جای پایش روی دل جا مانده بود"

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 2:32 توسط احمد |

 Some of the Best Moments in Life:
بهترين لحظات زندگي 

* To fall in love*
عاشق شدن


* To laugh until it hurts your stomach.

اونقدر بخنديد که دلتون درد بگيره

* To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينکه از مسافرت برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل داريد

* To go for a vacation to some pretty place.
براي مسافرت به يه حاي خوشگل بريد

* To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از راديو گوش بديد

* To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بريد و به صداي بارش بارون گوش بديد

* To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
يه کسي که معمولا' زياد نميبينينش ولي دلتون مي خواد ببينيد بهتون تلفن کنه

 To find money in a pant that you haven't used since last year .
توي يه شلواري که تو سال گذشته ازش استفاده نمي کرديد پول پيدا کنيد

* Calls at midnight that last for hours.
تلفن نيمه شب داشته باشيد که ساعتها هم طول بکشه

* To laugh without a reason.
بدون دليل بخنديد

* To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفي بشنويد که يه نفر داره از شما تعريف مي کنه

* To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of
hours.
از خواب پاشيد و ببينيد که چند ساعت ديگه هم مي تونيد بخوابيد

* To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگي رو گوش کنيد که شخص خاصي رو به ياد شما مي ياره

* To be part of a team.
عضو يک تيم باشيد

* To watch the sunset from the hill top.
از بالاي تپه به غروب خورشيد نگاه کنيد

* To make new friends.
دوستاي جديد پيدا کنيد

* To feel butterflies! in the stomach every time that you see that person.
 وقتي 'اونو' ميبينيد دلتون هري بريزه پايين !

* To pass time with your best friends.
لحظات خوبي رو با دوستانتون سپري کنيد

* To see people that you like, feeling happy.
کساني رو که دوستشون داريد خوشحال ببينيد


* See an old friend again and to feel that the things have not changed.
يه دوست قديمي رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقي نکرده

* To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنيد

* To have somebody tell you that he/she loves you.
يکي رو داشته باشيدکه بدونيد دوستتون داره

* To laugh .......laugh........and laugh ...... remembering stupid things
done with stupid friends.
يادتون بياد که دوستاي احمقتون چه کار هاي احمقانه اي کردند و بخنديد و بخنديد و ....... بازم بخنديد

These are the best moments of life....
اينها از بهترين لحظه هاي زندگي هستند

Let us learn to cherish them.
قدرشون رو بدونيم

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 10:29 توسط آزاده |