تبليغاتX
وبلاگ بچه های الکترونیک دانشگاه رازی
راستش من استعداد طنزم چند وقته که خشکیده.ولی ترسیدم که در وبلاگمون رو تخته کنن گفتم همینجوری یه پست بدم بیرون.....با سلام 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 0:51 توسط احمد |

خیلی از ما از نظام آموزشی ایران متنفریم.همینطور خیلی از ما ، از خیلی از معلم ها و استادامون هم بدمون میاد.ولی.........

ولی این وسط ،شاید بعضیاتون هم مثل من باشین و بعضی از استادارو مثل یه دوست،دوست داشته باشین.

فکر می کنم که همین یه استاد هم ارزش این رو داشته باشه که این شعر رو بخونین.(بعضی اوقات فکر می کنم که اگه همین یه استاد یا معلم هم تو زندگی آدم پیدا بشه ،می تونیم امید وار باشیم که تو این نظام آموزشی ،چندان هم تنها نبودیم)

گفت استاد مبر درس از یاد          یاد باد آنچه به من گفت استاد

یاد باد آنکه مرا یاد آموخت           آدمی نان خورَد از دولت یاد

هیچ  یادم  نرود آن  معنی           که مرا مادر من نادان زاد

پدرم نیز چو استادم دید          گشت از تربیت من آزاد

پس مرا منت از استاد بود           که به تعلیم من استاد،اِستاد

هرچه می دانست آموخت مرا          غیر یک اصل که ناگفته نهاد

" قدر استاد، نکو دانستن "          حیف! استاد به من یاد نداد

 

گر بمرده ست روانش پر نور

                                    وَر بود زنده ،خدا یارش باد

                                                                           (ایرج میرزا)

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:38 توسط احمد |

میدونم که سال جدید خیلی وقته که شروع شده.ولی این جمله ها اینقد با اهمیت هستن که بعد از 100 سال هم قابل تعمق و تامل باشن.

مثلا به جمله آیت الله جوادی آملی که درمورد ما دانشجوهاست دقت کنید: “دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناسی و زمین شناسی بدون پسوند اسلامی، نفهمند.”

یا این جمله:

احمدی نژاد: “دختر ۱۶ ساله ای در خونه شون انرژی هسته ای را کشف کرده.”

(هیچ فکر کردید که چرا ما چنین کاری تو خونمون نکردیم....من که حس میکنم بابای این دختر،توی نطنز،سرایداره)

راستی،امید به زندگی،به نظر شما چند ساله؟یه دسی بزنید اول...حالا با خوندن این جمله،چند میشه؟..... وزیر مسکن: “ساکنان شهرهای بزرگ امیدی به خانه دار شدن نداشته باشند.”

در مورد علت شیوع فساد نظری نمی خواین بدونین؟..... امام جمعه شیراز: “گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرند.”

(لطفا فقط آقایون بخونن ).دوستان.....من آخر فهمیدم که چرا ما معدلمون کم میشد...اصلا ربطی به پاسور و این چیزا نداشت.... آیت الله خزعلی: “حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان میشود.”

ولی خداییش بعد از انقلاب،ادبیات سیاسیه جدیدی وارد کشور ما شده: شکراله عطارزاده، نماینده مجلس هفتم: “کوندالیزا رایس یک پیر دختر امریکایی ولگرد است که ناکامی های جنسی وی موجب عقده شده است.”

من فکر میکنم که این دوتا جملهء پایینی ،از سری مقالات ارسالی به کنفرانس های زمین شناسی باشن...:

حجت الاسلام و المسلمین مهدی پور، محقق و پژوهشگر مهدویت: “رواج بی بندو باری در یک جامعه باعث بروز زلزله می گردد.”

امام جمعه تبریز: “علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی نماینده تبریز در مورد سیدالشهدا بود.”

میدونید قرائتی چی گفته: “ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم.”

(خدا همهء رفتگان رو بیامرزه) خوبه اینجا،یادی هم بکنیم ار "محمد برادران"...یادش همیشه سبز!!!(ااااا......زبونتون رو گاز بگیرید....کی گفت ممد مرده؟!!!):

حسنی، امام جمعه ارومیه: “اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد.

(در ضمن،ممد بچهء تبریزه ،نه ارومیه)

میدونم که همتون مهندسید.ولی حاظرم به جان کیوان قسم بخورم که تا حالا از این زاویه به "مهندس بودنتون" نگاه نکردید.حتی حاظرم گردن آرمان رو گرو بزارم.پیمان کور شه اگه من دروغ بگم.میرسام...(نه!میرسام رو چند روز دیگه میبینم...بیخیال میرسام بشید):

احمدی نژاد: “امریکا به ایران حمله نمی کند چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می کنم.”

بدون شرح:

احمدی نژاد: “ایران قدرت اول جهان است.”

سید حسین مرعشی: “احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست.”......(منم موافقم)

احمدی نژاد: “ما یک کشور آزاد هستیم.”

وزارت اطلاعات: “سنجابهای جاسوس در مرز دستگیر شدند.”

لاله افتخاری، نماینده مجلس شورای اسلامی: “در سرزمین اسلامی نباید یک مریض زن بدست نامحرم مداوا شود.”...(با شما خانوما هستم.اگه قرار باشه دماغتونو عمل کنید،حاضرید پیش یه دکتره زن برید؟..یادتون باشه که ممکنه که حین عمل،حس حسادت زنانش گل کنه  و دماغتون بپره ها!!!!)

سخنگوی دولت، پس از تصویب لایحه بودجه: “دولت مسئول گرانیهای سال آینده نخواهد بود.”

احمدی نژاد: “یه دختر بچه دو ساله … زبونشون اسپانیولیه .. یه نیگاه کرد به من، گفت: “این محموده ، این محموده.”

احمدی نژاد: “یکی از شخصیتهای شرق آسیا، از مسئولین درجه یک اومد به دیدن ما ..خلاصه حرفش این بود که اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف، بگه ما مشتری شما هستیم.”

و اما....و اما....فک کنم که یه چند وقتی هست که از نمایندهءسابق شهرتون خبری ندارید.....میدونید کیو میگم؟...مصری؟....نه بابا ،چیکار اون دارم.نمایندهءقبلیش :   "آقای ططری":

“آلمانی ها اگر بشر بودند یک زن رقاص رئیسشان نمی شد.”

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 1:43 توسط احمد |

 

اینم یه شعر دیگه که شاعرش رو میدونم کیه.ولی حیف که شناختی بهش ندارم !

(در ضمن۱: کسی میتونه رکورد منو بشکنه؟ یه نگا به زمانم بندازین!!! 

 در ضمن۲:برای اینکه مجبورتون کنم که همه ی شعر رو بخونید و به زور هم که شده ازش لذت ببرید  تمام شعر رو همین زیر میذارم )

 

 

اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم

به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور
به همان سبز صميمي ، به همبن باغ بلور

به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري
که سراغش ز غزلهاي خودم ميگيري

به همان زل زدن از فاصله دور به هم
يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم

به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو
به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو

به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت
به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است

یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش

آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده
بر سر روح من افتاده و آوار شده

در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است

یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش
می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
و تماشاگه این خیل تماشا شده است

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

شعر از : آقای بهروز یاسمی

(چیه؟  .شما یاد کدوم "شبح آینه پوش"ی افتادین؟)

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 5:1 توسط احمد |

چندوقت پیش ،دوستم یه شعری رو واسم آف گذاشته بود که هرچی می گردم ،شاعرش رو پیدا نمی کنم.میذارمش اینجا.اگه قبلا خونده بودین و اسم شاعرش رو می دونستین،ممنون میشم که بهم بگین تا "نادان" از دنیا نرم.اگه هم نخونده بودینش،ضرر نداره که یه نگا بهش بندازین!

گفتمش دل می خری؟

                                    پرسید : چند؟

گفتمش: دل مال تو ،تنها بخند.

        ......

خنده کرد ودل ز دستانم ربود.

تا به خود باز آمدم ،او رفته بود.

                                     دل ز دستش روی خاک افتاده بود.

                                    "جای پایش روی دل جا مانده بود"

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 2:32 توسط احمد |

سلام

اگه شما هم از اینکه کلوب فیلتر شده ناراحتید.

اگه از اینکه هی بیاین تو این وبلاگ و از دیدن اسم تکراری یکی از پسرای مزاحم کلاس پای نوشته ها حالتون بهم  بخوره خسته شدید.

اگه هیچ راهی برای فضولی و وقت گذرونی ندارید و حال تکمیل پروژه رو ندارید.

آدرس زیر مربوط به سایت جامع مهندسین کشوره.برین به این لینک و عضو بشید......

البته اگه دوست دارید یا هنوز عضو نشدید ها.

خداییش کسی به آر....ان نگه ها.بذارید اونجا حداقل راحت باشیم.(اسمشو سانسور کردم که بهش بر نخوره)

http://www.irexpert.ir/Webforms/SignUp/NewSignUp.aspx?EID=49468

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 3:21 توسط احمد |

سلام به همگی.

آقا من یه چیزی می خوام بگم.ولی خداییش نگین که "حالم رو به هم زدی" یا "اه اه اه !درسخون بدبخت" یا "دلت خوشه ها!!!" یا "  ........!.......".کسی از تمام نمره های نهایی این ترم خبر داره.یکی به من بگه که من امکان فارق شدن رو دارم.(البته از تحصیل).

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 20:29 توسط احمد |

این شعر رو هم واسه طرفدارای حافظ میذارم.انتخاب یه شعرقشنگ به عنوان مقدمه، از بین اون همه غزلای ناب حافظ ،واقعا مشکله.ولی چون خیلی خیلی دوسش دارم، میذارمش.بی زحمت از خوندنش لذت ببرید.

      مسلمانان مرا وقتی" دلی" بود         که با وی گفتمی گر مشکلی بود

دلی همدرد و یاری مصلحت بین         که استظهار هر اهل دلی بود

به گردابی چو می افتادم از غم         به تدبیرش امید ساحلی بود

ز من ضایع شد اندر کوی جانان         چه دامنگیر ،یارب ،منزلی بود

هنر بی عیب،حرمان نیست ،لیکن        ز من محرومتر،کی سائلی بود؟

بر این مست پریشان ،رحمت آور         که وقتی کاردان کاملی بود

مرا تا عشق ،تعلیم سخن کرد         حدیثم نکته هر محفلی بود

مگو دیگر که حافظ نکته دان ست         که ما دیدیم و مسکین غافلی بود

                                                        (حافظ)

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 3:3 توسط احمد |

 

نامه های زیادی در تاریخ ادبی و فرهنگی جهان مشهورند.  نامه های عین القضات ، قائم مقام فراهانی و.....  نامه های جبران خلیل جبران به ماری هنکسل و نامه های جواهر لعل نهرو به دخترش ایندیرا که هرکدام از یک دید ادبی ، تاریخی ، فلسفی یا عاشقانه شهره جهانی گشته اند.

امشب برای چندمین بار یکی از نامه های مشهور جهان را خواندم. نامه چارلی چاپلین به دخترش ژرالدین. و بسیار لذت بردم.  این نامه را چارلی چاپلین نابغه سینما در ژانویه سال 1963 به دخترش ژرالدین هنرپیشه سینما (که در فیلم به یاد ماندنی «دکتر ژیواگو» در کنار «عمر شریف» و «جولی کریستی» بازی زیبایی از خود ارایه داد) نوشته است.)البته گول نخورین.چون این نامه کار یه روزنامه نگار بیکار هموطن خودمونه)

نامه ای که حرف های هر پدری برای دخترش می تواند باشد. زیبا و ساده.............. شما هم اگر نخوانده اید حتما بخوانید:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 2:8 توسط احمد |

سيزده نكته مهم زندگي و عشق از گابريل گارسيا ماركز

 

يك : دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم .

دو : هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود

سه : اگر كسي تو را آن گونه كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد .

چهار : دوست واقعي كسي است كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .

پنج : بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه ر كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .

شش : هرگز لبخند را ترك نكن . حتي وقتي ناراحتي . چون هر كس ممكن است

عاشق لبخند تو شود .

هفت : تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي .

هشت : هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران.

نه : شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي .

ده : به چيزي كه گذشت غم نخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .

يازده : هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند . با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني .

دوازده :خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آن كه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .

سيزده : زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .

 

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 2:50 توسط احمد |

سلام

این اولین مطلب منه و امیدوار نباشین که آخرین باشه!(چون تازه داره از بلاگ خوشم میاد).دوست دارم که یه لینک بزارم واسه اونایی که اهل عشق و حال با ادبیاتن.هر کی از هر شعری تا حالا خوشش اومده بفرسته (یا به ایمیل من و یا به رییس بلاگ تا من بزارمش تو آرشیو شعرها.خداییش قضیه رو جدی بگیرین.واسه اینکه بهتون ثابت بشه که فرد مناسبی سکان این قسمت رو دست گرفته  این رباعی رو از مولوی می زارم.لطفا حداقل نظر بدین.ممنونم.

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد            بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

بسیار فتاده بود اندر غم عشق          اما نه چنین زار که این بار افتاد

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 2:1 توسط احمد |