تبليغاتX
وبلاگ بچه های الکترونیک دانشگاه رازی
با سلام

اینطور که معلومه با گذشت زمان، فقط داره تعداد نویسندگان وبلاگ اضافه میشه در حالی که به هیچ عنوان مطلبی از این عزیزان نمیبینیم . اوایل مسئله این طور قابل توجیه بود که فصل امتحاناته و بچه ها هنوز مجال نوشتن پیدا نکردند .اما اکنون که فصل فراقت ( البته از نوع تحصیلی) فرارسیده ، باز هم خبری نیست. به نظر میرسه باید یه فیلتر پایین گذر رویه بعضی اسامی کم کار (یا به بیان بهتر "بیکار") گذاشته بشه که فقط اونایی که اهلش هستند باقی بمونند.حالا در مورد پهنای باند این فیلتر و اینکه چه طیف هایی از بچه ها باید فیلتر بشوند میشه بحث کرد.

نکته ی دوم در  مورد بچه های فعال تره (به خصوص بانی وبلاگ) . متاسفانه مطالبی که توسط این دوستان نوشته میشه سر شار از غلط املایی واشتباهات لپیه ! که واقعا جای تاسف داره.امیدواریم با تمرینه بیشتر این نکات برطرف بشه.

نکته ی سوم راجع به  نمرات درس بررسیه که با هنر یه آدم با ذوق ، برگه ی نمرات جلوه ی خاصی پیدا کرده بود.

البته با سوتی هایی که یه عده از عاشقان دکتر عبدی در هفته ی معلم داده بودند ، بدیهی بود که چشمهایی دنباله نمرات بعضی از عزیزان باشه.

که با نمرات همچین یه خورده شک برنگیز ، دامنه ی شایعات گسترده تر شد. ( حالا دیگه چند و چون کارو خدا میدونه و خوده این عزیزان)

به هر حال امیدوارم هر چه زودتر فکری به حال این انبوه نویسندگان بدون مطلب بشه.

تا بعد ...

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:7 توسط حمید |

با سلام به برو بچ گل کلاس
بالاخره با تموم شدن قسمت عمده ی امتحانات بنده هم تونستم فرصت کنم یه سری به وبلاگ بزنم.
هر چی باشه جای سردبیر مجله ی پرفروش و تاریخ سازه "مدار" بین نویسندگان وبلاگ خالی بود.
خوشحالم که عده ی زیادی از این وبلاگ استقبال کردند و البته خیلی ها هم هنوز نیستند. امیدوارم که علت نیومدنشون این بوده باشه که درگیر درسا بودند نه چیزی دیکه.هر چند که باید قبول کرد بعضی از بچه ها ( دختر یا پسر فرقی نمیکنه ) خودشونو ورای کلاس میدیده و میبینند که فکر میکنم همون نیاند بهتره . این عده میتونند واسه خودشون یه گروه مخفی درست کنند که یه وقت خدای نکرده ماها مزاحم اوقات شریفشون نشیم!
بازم تکرار میکنم که منظورم کلیه و طیف خاص دختر ها یا پسر ها رو شامل نمیشه .( اینو میگم که خدای نکرده مطلبم جنجالی نشه!)
جالبه که کلاس ما که نماد عینی یه حکومت ملوک الطوایفی و چند تکه بود ، بالاخره تصمیم گرفته یه خورده از بقیه یاد بگیره و 100 حیف که این کار دیر داره اتفاق میفته.
با اردوی پاوه نشون دادیم که میتونیم بدون دخالت دیگران بهترین ،سالم ترین و شادترین گردش رو داشته باشیم که اصلا هم مشکل زا نشه.
یه خورده فقط اتفاقات در نوع خود جالب و نادر تو ماشین افتاد که به قول بچه ها به خصوص میرسام ، نمک اردو به همیناست.(واسه اونا که نمیدونند بگم که موضع چیزه خاصی نیست .یهو گوشی رو بر ندارین از هم بپرسین)
با پایان این ترم ، بیشتر ما فارق میشیم ( البته از نوع تحصیلی) خیلی ها هم مثل مسافر شیطان بزرگ و البته بنده همچنان حضور حیاتی و پر رنگی خواهیم داشت!
چند تا نکته در مورد مطالب بچه ها به ذهنم میرسه اولیش اینه که منم مثل بقیه از جوائز سیمرغهای بلورین و نویسندش تشکر میکنم و کاملا مشخص بود در نسبت دادن جوائز نهایت دقت و ظرافت به کار رفته .
دومیش در نسبتیه که به من و مسافری از هند دادن تو اون شعر کذایی!
در مقام دفاعیه باید بگم منه بیچاره کی از دانشگاه چیزی گرفتم ؟ تازه دانشگاه حتی در مورد مجله هم همکاری نکرد و الان مجله و شخص مدیر مسئول به من بدهکار هم هستند.( که انشاءالله با فروش تاریخیه بعدی جبران میشه!)
سومیش هم در مورد این ویدیو های حاج میرسامه که بنده خدا کلی از بچه ها رو با این تصاویر راهی بیمارستان کرده.
یه نکته ی خنده دار هم در مورد این نظر سنجیه اساتید هست اونم اینه که تعداد آرا به 69 رسیده در حالی که از همون اول تعداد بچه های کلاس 67 تا بود ( با تشکر از اداره ی ثبت احوال کلاس که قرار بوده در سفر به آمریکا به عنوان مربی جاسوسان CIA مشغول به کار بشه!)
خلاصه که انگار یه عده خیلی به استادشون ارادت دارند.
یه مژده هم بدم که انشاءالله سره پژمان که خلوت بشه با مطالب طنزش کلی رونق میده به وبلاگ.
انشاءالله تا مطالب بعدی امتحانا رو خوب تموم کرده باشید.
فعلا در پناه حق
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 21:45 توسط حمید |