تبليغاتX
وبلاگ بچه های الکترونیک دانشگاه رازی

 Some of the Best Moments in Life:
بهترين لحظات زندگي 

* To fall in love*
عاشق شدن


* To laugh until it hurts your stomach.

اونقدر بخنديد که دلتون درد بگيره

* To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينکه از مسافرت برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل داريد

* To go for a vacation to some pretty place.
براي مسافرت به يه حاي خوشگل بريد

* To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از راديو گوش بديد

* To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بريد و به صداي بارش بارون گوش بديد

* To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
يه کسي که معمولا' زياد نميبينينش ولي دلتون مي خواد ببينيد بهتون تلفن کنه

 To find money in a pant that you haven't used since last year .
توي يه شلواري که تو سال گذشته ازش استفاده نمي کرديد پول پيدا کنيد

* Calls at midnight that last for hours.
تلفن نيمه شب داشته باشيد که ساعتها هم طول بکشه

* To laugh without a reason.
بدون دليل بخنديد

* To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفي بشنويد که يه نفر داره از شما تعريف مي کنه

* To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of
hours.
از خواب پاشيد و ببينيد که چند ساعت ديگه هم مي تونيد بخوابيد

* To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگي رو گوش کنيد که شخص خاصي رو به ياد شما مي ياره

* To be part of a team.
عضو يک تيم باشيد

* To watch the sunset from the hill top.
از بالاي تپه به غروب خورشيد نگاه کنيد

* To make new friends.
دوستاي جديد پيدا کنيد

* To feel butterflies! in the stomach every time that you see that person.
 وقتي 'اونو' ميبينيد دلتون هري بريزه پايين !

* To pass time with your best friends.
لحظات خوبي رو با دوستانتون سپري کنيد

* To see people that you like, feeling happy.
کساني رو که دوستشون داريد خوشحال ببينيد


* See an old friend again and to feel that the things have not changed.
يه دوست قديمي رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقي نکرده

* To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنيد

* To have somebody tell you that he/she loves you.
يکي رو داشته باشيدکه بدونيد دوستتون داره

* To laugh .......laugh........and laugh ...... remembering stupid things
done with stupid friends.
يادتون بياد که دوستاي احمقتون چه کار هاي احمقانه اي کردند و بخنديد و بخنديد و ....... بازم بخنديد

These are the best moments of life....
اينها از بهترين لحظه هاي زندگي هستند

Let us learn to cherish them.
قدرشون رو بدونيم

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 10:29 توسط آزاده |

مهندس های برق ۸۲ ای باحال مهربون بامعرفت سلام

فقط می خواستم بدونین که بی شوخی مثل شماها هیچ جا پیدا نمی شه. اینو من دارم می گم که اینجا دور از شما دارم یخ حوض میشکنم و حسابی دلم برای ۴ سالی که با هم بودیم و قدرشو ندونستیم تنگ شده(خیلی دلتون برام سوخت نه؟)خلاصه اینکه اینجا همش به جای جمع دوستانه باید بکم نَمَن فهمیدین که یعنی چه؟ غیر از اینم کلی درس پیش خوردم که هرچی هم میخونم سر در نمیارم.

 امیدوارم شماها همتون امسال بدرخشید و یه دانشگاه خوب قبول شید....

یه شعر هم هز اخوان ثالث براتون مینویسم که امیدوارم خوشتون بیاد:

 پاسخ

چه مي كني ؟ چه مي كني ؟
 درين پليد دخمه ها
 سياهها ، كبودها
بخارها و دودها ؟
ببين چه تيشه ميزني
به ريشه ي جوانيت
به عمر و زندگانيت
به هستيت ، جوانيت
تبه شدي و مردني
به گوركن سپردني
چه مي كني ؟ چه مي كني ؟
چه مي كنم ؟ بيا ببين
كه چون يلان تهمتن
 چه سان نبرد مي كنم
 اجاق اين شراره را
 كه سوزد و گدازدم
چو آتش وجود خود
خموش و سرد مي كنم
 كه بود و كيست دشمنم ؟
يگانه دشمن جهان
 هم آشكار ، هم نهان
 همان روان بي امان
زمان ، زمان ، زمان ، زمان
سپاه بيكران او
دقيقه ها و لحظه ها
 غروب و بامدادها
 گذشته ها و يادها
رفيقها و خويشها
 خراشها و ريشها
 سراب نوش و نيشها
 فريب شايد و اگر
 چو كاشهاي كيشها
بسا خسا به جاي گل
 بسا پسا چو پيشها
 دروغهاي دستها
چو لافهاي مستها
 به چشمها ، غبارها
به كارها ، شكستها
نويدها ، درودها
نبودها و بودها
سپاه پهلوان من
به دخمه ها و دامها
 پياله ها و جامها
 نگاهها ، سكوتها
 جويدن برو تها
شرابها و دودها
 سياهها ، كبودها
بيا ببين ، بيا ببين
 چه سان نبرد مي كنم
 شكفته هاي سبز را
چگونه زرد مي كنم

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 11:26 توسط آزاده |