سراپای گیتی سیه فام شد
همه خلق را گاه آرام شد
بجز من که درد و غمم شد فزون
///
جهان را نباشد خوشی در مزاج
بجز مرگ نبود غمم را علاج
ولیکن در آن گوشه، در پای کاج
چکیده است بر خاک، سه قطره خون...
کنسرت بزرگ موسیقی مدرن ایرانی
گروه به یان
(به یان یعنی صبح)
با حضور کاوه و دوستان
مکان: تهران، ولنجک، بعد از مسجد النبی، آمفی تئاتر منظومه خرد
زمان: جمعه و شنبه ۱۹ و ۲۰ مردادماه
کلیه عواید این کنسرت به کمک به خانواده های زندانیان اختصاص خواهد داشت
تشریف فرمایی شما باعث شادی گروه به یان خواهد بود.
بنا به درخواست سایرین این جانب در نظر دارد تا به پرداخت سریال با محتوای داستانی در این مکان بپردازد. البته با توجه با اینکه مدت زیادی از این وادی دور بوده ام، تنها، امید دارم که بتوانم از پس این ادعا برآیم. ضمنا از ابتدا تکلیف این قضیه روشن باشد که شخصیت های داستان همه خیالیند. سعی می کنم داستانم را در فصلهای کوتاه کمتر از 1000 کلمه سریال کنم که با خواندن آن احساس ملال به کسی دست ندهد.
این یادداشت را جهت کسب اجازه پست می کنم. نظراتتان الهام بخش داستان خواهد بود.
سلام. ورود خود را به جمع دوستان اعلام می دارم و این وبلاگ را وبلاگ خود می دانم.
حمل بر بی ادبی نشه اول می خوام یه قول به هم بدیم. قول بدیم اینجا رو فراموش نکنیم و نذاریم مث وبلاگ های خودمان بشه که سال به سال خاک می خوره. البته مخاطب این قولم بیشتر خودمم.
بعد می خوام چن تا پیشنهاد بدم خواهش می کنم رای بدین به پیشنهادام:
اول: درباره ی اسم. ایده ی این کار از آرمان بوده، پس اسمش همین که هست باقی بمانه.
دوم: هر چی می خوایم بگیم؟
سوم: بهتر نیست هر روز فقط یه پست جدید داشته باشیم؟ یا هر دو روز یکی که همه برسن بخوانن و نظر بدن احیانا. حالا نوبتیش می کنین یا هر جور خودتان می دانین.
چهارم: یه صندوق قرض الحسنه بزنین وام کم بهره بدین به بچه ها ![]()