سوتی شماره؟
این هفته:
سعید. غ
همونطوری که قبلا هم گفته شد تابستان گذشته چند تا از بچه ها برای یه امر
خیر رفته بودند تهران. یه روز 3 تا از این
عزیزان(سعید غلامی و روشنی و پیام) هوس میکنن یه سر به گیشا
بزنن(نمیدونم چرا؟؟)و تصمیم میگیرن که با تاکسی برن.هر 3 نفر سر خیابون وامیسن و با عبور هر
ماشینی همه با هم داد میزنن: گیشا!! بعد
از چند دقیقه بالاخره یه ماشین وایمیسه.و آقای روشنی
و یزدانفر میرن نزدیک تر و در مورد کرایه با راننده بحث میکنن.بعد از چندی چانه
زدن آقای راننده میگه آقا 2000 تومان میشه(هر 3 نفر )( با توجه به این نکته که میدونست اهل تهران نیستند
"آقا یا
نفری 1500 تومان ما رو میبری یا اینکه
مارو به خیرو تو رو به سلامت".
با گفتن این
جمله آب سردی بر پیکره نیمه جان پیام و سعید ریخته میشه و آقای راننده با پوزخندی ملیح میگه
آقا اصلا سوار شید مهمون خودم.(احتمالا پیش خودش فکر کرده که تو مسیر هم کلی
میتونه حال کنه و یه روز شاد رو در پیش خواهد داشت)
آدم هر چقدر هم که حواسش جمع باشه وتو رفتارش احتیاط کنه محاله
که در طول 4 سال سوتی نده .حالا اگه این آدم استاد دانشکده فنی باشه
و پدر یه علم باشه(لیزر نیست ها!)خوندن سوتیش خالی از لطف نیست.
همین چند وقت پیش بود که آقای کیوان امیری یه دوربین دیجیتال میگیره
واز استاد مذکور!و جناب دکتر شیسی خواهش میکنه که بیان یه عکس
یادگاری بگیرن.اونا هم افتخار میدن و میان.کیوان دوربینو به سعید(روشن)
میده ومیره کنار اساتید وایمیسه که عکس بگیره.اما هر چقدر که منتظر میشن
خبری از عکس گرفتن نمیشه وآقای روشنی همچنان داره با دوربین ورمیره.
کیوان به سمت سعید میره که مشکلو حل کنه واز اونجایی که دوربین بجای
اینکه روی حالت عکس گرفتن باشه روی حالتی بوده که با اون عکسای
ذخیره شده رو نشون میداد سعید یه سوتی خفن میده و به کیوان میگه :
"این دوربینه هر بار عکس میگیره ولی نمیدونم چرا از شما نمیگیره؟!" .
البته سوتی اصلی رو در همین هنگام استاد بزرگ خودمون میده که در
جواب اظهار تعجب دکتر شیسی میگه :" این دوربینه دیجیتاله واحتمالن
فیلمو رد نکرده!!!"
راستی به نظر شما سوتی سعید خفن تر بوده یا سوتی استاد؟
ستون خاطره ها:
یکی از اهداف این وبلاگ مرور خاطره های این ٤سالیه که با هم بودیم.
از این رو من از تمام بچه ها دعوت میکنم که اگه خاطره جالبی به ذهنشون
رسید اینجا بگن.برای اینکه بعضیا بهتر متوجه بشن من خاطره ها رو براتون
دسته بندی کردم :(اینطوری مطمئنم همه میتونند در این زمینه ابراز وجود کنند)
1) خود خاطره!!
2)سوتی ها یی که از خودتون یا از دوستاتون و یا خدا نکرده از استادا سر زده(که دومی محتمل تر و سومی محتمل ترتره).ببینم چطور پته ها رو روی آب میریزید!!
3)اگه کسی رو خفن سر کار گذاشتید یا اینکه حالشو گرفتید(در حدی که طرف
بغض کرده و قبل از اینکه گریش در بیاد فلنگو بسته) حتما اینجا بگید.( توجه
کنید اگه طرف هنوز نفهمیده که این کار شما بوده ارزش خاطره تون خیلی بیشتره)
4)هر گونه تقلب چه سر جلسه امتحان چه در آزمایشگاه.. وخلاصه هر گونه
فعالیتی که سر استادو کاملا شیره مالیده ونمره ای به ناحق گرفته اید .( از
تقلب باز های حرفه ای حتما تجلیل و قدردانی میشه)
5)هر گونه نامردی که در حق کسی کردید(اگرم خواستید میتونید اینجا ازش
معذرت بخواید هر چند که یه کمی لووسه)
.
خلا صه هر چه دل تنگت میخواهد اینجا بگوید.
تو ایام عزاداری عاشورا معمولن آدما به اتفاقاتی که اون وقتا افتاده فکر میکنه
و احیانن براشون یه سوالاتی پیش میاد.مثل آقا فرید خودمون.
فرید تو یکی از همین روزا ی عزاداری با احمد نشسته بوده و حسابی فکرش مشغول بوده
که یدفعه یه سوالی ذهنشو دچار بحران میکنه.با شور زیادی به طرف احمد میاد ومیگه:
راستی "شمر" مادر یزید بوده یا مادر معاویه؟! احمد هم که از این سوال جا میخوره با یک
سوتی شماره 1:
از اونجایی که آقای کیوان امیری آدم با ظرفیتی هستند و تعداد سوتی هاشون زیاده من از ایشون شروع می کنم:
همین چند وقت پیس سر کلاس "جی اس ام" بود که یه فرم به بچه ها دادندکه توش ایمیل بچه هاروخواسته بودند.کیوان هم که مدت زیادی نبود یه ایمیل برای خودش راه انداخته بود(البته ما) با دیدن اون قسمت از فرم بسیار شادمان شد وبا غرور خاصی شروع به نوشتن کرد.منم از روی کنجکاوی یه نگاهی به فرمش کردم دیدم نوشته: www.kqamiri.com
به هرحال من اون روز کلی توجیهش کردم که بابا این یه چیز دیگس.باید اینطوری آدرس ایمیلتو بنویسی.اونم یاد گرفت. هنوز چند روز از اون قضیه نگذشته بود که آقا کیوان ما خواسته که ایمیلشو به یکی از بچه های کلاس بده.حدس بزنید چطوری نوشته؟ همون عبارت بالا رو نوشته منتها بجای com نوشته یاهو.البته اینبارخودش زود متوجه سوتیش شده بود.